- خط ِ تیره -

آپلود عکس

دلم لک زده یک چیزی بنویسم که دلم خنک شود، سرم سبک شود. که اگر بنا به زایش فکر و خیالاتش هم بود، به گمانم وقتِ وضع حملش بود. دلم لک زده شاهد به دست بروم عکاسی، بعد بنشینم به دیدن عکس هایم، بعد یکی بزنم سر شانه ام که " دختر هنوز خیلی مانده عکاس بشوی!" نه مثل حالا که دوربینم خاک میخورد. گمان نمیکنم "پیدا نکردن خود در عکاسی" مجوز این بوده باشد که شاهد را خانه نشین کنم! رفیقِ نیمه راهش شدم. دلم لک زده دوباره عربی را شروع کنم، توی کلاس تپق بزنم و به بدوی شکل ممکن عربی حرف بزنم اما حرف بزنم. دلم لک زده برای مدرسه قرآن، این که در مواجه با سوره ها، موتور پیاده کنم و بعد از کمی فهم دلم قنج برود برای کتابِ خدا. از آدمی چه باقی می ماند اگر از کارهایی که دوست دارد دور شود؟ که در جریان نباشد؟ آخ که دلم لک زده برای خودم! یا رادَّ ما قَدْ فاتَ دستم را بگیر!


| ز. عین |

صدای روی پا زدن معتکف ها توی مسجد، وقتِ گفتن ِ :

"الْعَجَلَ الْعَجَلَ یَا مَوْلایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ

الْعَجَلَ الْعَجَلَ یَا مَوْلایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ

الْعَجَلَ الْعَجَلَ یَا مَوْلایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ"




| ز. عین |

قرار نبود اینقدر دور بشوم. اینقدر دور و عقب مانده که سخت بنویسم. که سخت بخوانم. اصلا با که قرار بود یا نبود؟ کی مانده برایم که بگوید تو آدم کوتاه نویسی نیستی. اصلا مگر گذاشت کوتاه نوشتنم را ببیند که آمد و شکست و خراب کرد و رفت. راهِ بی راهش را کشید و رفت. مگر من گفته بودم بیا. مگر من گفته بودم برو. مگر این آدم های ناحسابی، کسی غیر خودشان را آدم حساب میکنند که بفهمند بلند نویسی که حالا کوتاه مینویسد، کم مینویسد، سخت مینویسد. و یا اصلا مینویسد؟ یعنی چه؟ حالا تو بیا توی چشم های من نگاه کن و بگو تو هنوز یادِ آن قضیه ی سه سال پیش می افتی؟ از همین جا توی چشم هایت نگاه میکنم و میگویم یک روزی، یک جایی، یک وقتی، صبر داشته باش، میفهمد. با تمام حواسش میفهمد که بلند نویسی که حالا کوتاه مینویسد، کم مینویسد، سخت مینویسد. و یا اصلا مینویسد؟ یعنی چه!



سحر شانزدهم رمضان 1438

*سوره مبارکه الزلزلة- آیه هشتم

| ز. عین |

روز ِ حادثه -هفده خرداد- تهران نبودم. اما از همان ساعات اول با خبرهایی که میرسید همراه شدم. بیشتر از بقیه. من خبر نخوانده ام اما چند وقتی است که کارم با خبر گره خورده. البته دورکارم و این منافاتی با دور بودنم از تهران نداشت. از همان ساعات که بچه ها کانال مربوط به اخبار عملیات های تروریستی تهران را راه اندازی کردند و به سرعت نور همه انواع خبر ها و تحلیل ها و واکنش ها را آنجا منتشر میکردند؛ کم کم یک کلید واژه دستم آمد «اتحاد». دیشب که مسئول بالاتریمان نکات جدیدی را گوشزد کرد و  گفت دقت کنیم که موضوع را توی تاپیک تروریسم جا دهیم و خواست که فردا که سومین روزی است که از حادثه میگذرد و قرار است موسسه سومین نسخه واکنش ها به حادثه را منتشر کند، همه ی بچه های سایت ها، شبکه ها، ماهواره ها، اندیشکده ها و فضای مجازی و روزنامه ها با دقت بیشتری رصد کنند، از دریافتی ام از این ماجرا با همه دردناکی اش به خاطر از دست رفتن هم وطن های بی گناهم، با همه ی غرورش به خاطر غیرت و ایستادگیِ مردان تامین امنیت کشورم و با همه ی سربلندی ام به خاطر حرف های مقتدرانه ی رهبرم در شب ِ حادثه، خوشحالم. خوشحالم به خاطر همه تگ های #همه_باهمیم. نه به خاطر اینکه تا به حال با هم نبودیم و حالا با صدای این ترقه بازی ها یادمان افتاده باهم باشیم؛ نه. خوشحالم. خوشحالم که یک عده اگر تا به حال هم نمیدیدند اما چشمشان باز شد و دیدند به قول خودشان لباس شخصی ها را، دیدند که باید این ها باشند تا ایران هم مثل سوریه و عراق و افغانستان و ... نشود و دهانشان شاید برای معدود دفعات به تشکر و دلگرمی باز شد و آخ از دهان های آن عده ای که با همه ی تلاششان -در تمام سال های حیاتم که دیده ام- از هفتاد و هشت و هشتاد و هشت و چه و چه که میخواست جای شهید را با جلاد را عوض کند که نتوانست. که نمیگذاریم بتوانند. اما حالا دم از اتحاد میزنند. حالا مجبورند همه ی حرف های مفت گذشته شان را با اتحاد خواستن و گفتن در حافظه ملت کمی کمرنگ کنند و کنار مردم همیشه متحد ایران قرار بگیرند. خوشحالم از این که حالا همه کنار هم برای مدافعان حرم و حریم کشورمان دعا میکنیم. خوشحالم آن بازیگر زن مینویسد: «نیروی انتظامی، لباس شخصی، آتش نشان و یک عکاس در یک کادر #اتحادایران». این خوشحالی برای اتحاد هزینه ای به سنگینی ِ خون هفده نفر از هموطنانم داشت و کاش که عمر این خوشحالی اندک نباشد، کاش که همیشه مردان امنیتی کشورم دیده شوند و کاش که آن عده بفهمند دهان هایشان را برای گفتن هر یاوه ای که امنیت کشور را مخدوش میکند اینقدر راحت بازنکنند امنیتی که به بهای خون های ارزشمندی تا به امروز تامین شده و میشود. 


| ز. عین |